تبلیغات
وشیـــــــن صبا نیكشهر - مطالب فروردین 1391
 
وشیـــــــن صبا نیكشهر
( ادبی ، اجتماعی و فرهنگی )
 
 
جمعه 11 فروردین 1391 :: نویسنده : ولی محمد رئیسی
        به راستی كه تكرار فاجعه قتل یك زن باردار در دهستان هیچان خاطرات تلخ قتل در خیابان امیرالمومنین را در اذهان عمومی زنده كرد تا یك بار دیگر كابوس وحشت در بین خانواده ها به اوج خود رسید
         قتل زنان بی دفاع با انگیزه های نامشخص حكایت از واقیعیاتی دارد كه متاسفانه میتواند تكرار آن برای تك تك خانواده های من و تو قابل پیش بینی باشد، باید پرسید چرا و چگونه میتوان این موضوع را هضم نمود كه مادران و دختران ما فقط و فقط به جرم داشتن دو النگو و یك جفت گوشواره كه احتمالا تنها مهریه رسمی و قابل پذیرش آنان از منزل شوهر می باشد اینچنین مورد هجوم سارقان از خدابیخبر قرار گرفته و در موردی به مانند دو فاجعه قید شده حتی فرزندانشان نیز به همراه مادران قربانی این حركات شیطان صفت شوند به راستی چه كسانی باید پاسخگوی این اعمال ننگین باشند چطور میتوان تصور كرد انسان بعنوان اشرف المخلوقات به خود ببازد گه گاهی دست به حركاتی بزند كه شیطان را نیز به حیرت وا دارد.
        نویسنده ضمن اعلام نفرت از بانیان و جانیان این حادثه دلخراش از همه مسئولین ذیربط و ریش سفیدان و معتمدین انتظار دارد موضوع مذكور را با جدیت تمام پیگیری نموده و جانیان تحت تعقیب را به اشد مجازات محكوم نمایند .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعی از نخبگان و فرهیختگان شهرستان در نظر دارند در طی یك جلسه دوستانه و غیر رسمی راهكارها و نظریات  و پیشنهادات سازنده اما منطقی خویش را برای توسعه و  پیشرفت هرچه بیشتر و زیباسازی چهره شهر ودر  نهایت خارج شدن از این ركود غیر قابل پذیرش در اختیار شهردار محترم قرار دهند لذا از همه دوستان و فرهیختگان صاحب نظری كه میتوانند مارا در این امر مهم  یاری رساند  دعوت به همكاری می نماییم   لطفا در قسمت نظریات ضمن در ج نظریات خود  :  مشخصات و میزان تحصیلات خویش را قید نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 فروردین 1391 :: نویسنده : ولی محمد رئیسی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : ولی محمد رئیسی

نوروز در بلوچستان

نوروز در بلوچستان
بلوچستانی‌ها در ایام نوروز عروسی‌ها و جشنهایی از قبیل ختنه کودکان را با شکوه بیشتری برگزار می‌کردند و هر خانواده سعی داشت اینگونه جشن‌ها را در روزهای نخست سال نو برگزارکند زیرا بهار را تحول و دگرگونی روح انسان و طبیعت می‌دانستند.
بلوچستانیهای خونگرم آیینهای مختلفی در ایام نوروز دارند که از آن جمله جشن بهارگاهی (بهاری) است.

د

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : ولی محمد رئیسی

بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را افرید

 

اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم

گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری

سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل

 

روز اول گل سرخی برام اوردی گفتی برای همیشه دوستت دارم روز دوم گل زردی برایم اوردی گفتی دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی برایم اوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش فقط یه شوخی بود

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

 

چقدرعجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

هیچكس لیاقت اشكهای تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد باعث اشك ریختن تو نمی شود اگر كسی تو را آنطوركه میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعی كسی است كه دستهای تورابگیردولی قلب تورالمس كند بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگزبه اونخواهی رسید

 

زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم

 

زندگی همچون کلافی پیچ در پیچ است که اولش پیچ است وآخرش هیچ است

عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد

 

 بنام انکه اشک راآفرید تا آتش جنگلهای عشق را خاموش کند

هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند

 

دوست دارم زیر بارون گریه کنم می دونی چرا؟ چون کسی اشکهامو نمی بینه حتی تو عزیزم

ای بسته به تارو پودم من لایق عشق تو نبودم عشقی که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

 

سکوت تنها دوستی است که هرگز خیانت نمی کند

عشق دو دستی تقدیم نمی شود پس برای انکه به دستش بیاری کوشش کن

 

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

عشق تنها میکروبی است که از راه چشم سرایت می کند

 

شمع سوزان توام اینگونه خامو شم نکن در کنارت نیستم اما فراموشم نکن



ا







ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ولی محمد رئیسی
نظرسنجی
به نظر شما شایسته ترین افراد برای قرار گرفتن در ترکیب شورای آینده ی شهرستان کدامند






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :